نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
فرزند شهید موحددانش : ایجاد فضای مسموم علیه خانواده‌های شهدا/ پدرم را جلوتر از خودم معرفی نمی‌کنم
فاطمه موحد دانش: از اینکه بگویم فرزند شهیدم ابایی ندارم نام شهید «علیرضا موحددانش» (از فرماندهان لشکر ۱۰ سیدالشهدا) را تمام کسانی که دوران جنگ حضور داشتند و یا گذرشان به خیابان اقدسیه تهران افتاده، شنید‌ه‌اند. با یک جستجوی مختصر در فضای مجازی زندگی‌نامه این شهید بزرگوار همراه با عکس معروف وی از اعزامش به لبنان به نمایش در می‌آید. خصوصیات بارز اخلاقی این شهید همچون مقاوم بودن، فرماندهی، خوش اخلاقی، مردم داری و ... باعث شد که حتی پس از شهادت نیز نام و خاطراتش در یاد‌ها بماند. علیرضا موحددانش ۱۳ مرداد ۶۲، در عملیات والفجر ۲ به شهادت رسید. او هرگز مطلع نشد که خداوند فرزندی به وی عطا کرده است. «فاطمه» تنها یادگار شهید، هشت ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد. همسر شهید موحددانش نقل کرده است «مادر شهید هر بار که فاطمه را می‌دید. اشک در چشمانش حلقه می‌زد. فاطمه از نظر ظاهری و اخلاقی شباهت‌های زیادی به پدرش دارد.»



فاطمه موحددانش در گفت‌وگو با خبرنگار ما اظهار داشت: بعد از شهادت پدرم به دنیا آمده‌ام و خاطره‌ای از وی ندارم. خصوصیات اخلاقی و مواردی که از پدرم می‌دانم را از اطرافیان شنیده‌ام. دوستان پدرم اکثرا شهید شده‌اند. برخی از دوستانش که زنده بودند، تا چند سال بعد از جنگ گاهی سراغی از ما می‌گرفتند، اما حالا سال‌هاست که کسی سراغ ما را نگرفته است. در دوران کودکی وقتی واکنش اطرافیان را می‌دیدم که با احترام با من برخورد می‌کنند و می‌گویند فرزند شهید است. برایم جالب بود، ولی درک خوبی نسبت به این که پدر شهید شده است، نداشتم.

وی افزود: از آنجایی که خانواده پدر و مادرم توجه خاصی به من داشتند، من کمبودی در زندگی‌ام احساس نکردم. البته مادرم می‌گوید که در مقطعی اعلام می‌کردم که من هم مثل دیگر بچه‌ها پدر می‌خواهم. وقتی پدر در خانواده نباشد، فشار‌های روحی زیادی به خانواده به ویژه فرزندان وارد می‌شود. فرقی نمی‌کند که پدر شهید شده و یا فوت کرده باشد. از آنجایی که من در مدرسه شاهد تحصیل کردم، شاهد مشکلات همکلاسی‌هایم بودم.



جو مسمومی علیه خانواده شهدا ایجاد کرده‌اند

این فرزند شهید خاطرنشان کرد: من از نظر روحیه و درسی در سطح خوبی بودم. از آنجایی که نام پدرم را هم به میان نمی‌آوردم، خیلی از معلم‌های ما متوجه نمی‌شدند من فرزند شهید هستم. روزی یکی از معلم‌هایمان به کلاس آمد و از سهمیه فرزندان شهدا گلایه کرد و جملاتی را خطاب به فرزندان شهدا گفت. من هر کجا ببینم که حقی ضایع می‌شود، دفاع می‌کنم. در مقابل معلم بلند شدم و گلایه کردم که چرا چنین سخنی می‌گوید. معلم هم با تعجب گفت: من که به شما بی‌احترامی نکردم، خطاب سخنانم فرزندان شهدا بود. من پاسخ دادم که من هم فرزند شهید هستم. چرا فکر می‌کنید که تمام فرزندان شهدا باید مشکلات روحی داشته باشند. سهمیه در مقابل رنج سختی و دلتنگی پدر هیچ ارزشی ندارد. این نخستین واکنش اطرافیان نسبت به فرزند شهید بود. از آن به بعد مشابه این سخنان را زیاد شنیدم.

وی ادامه داد: به خاطر جو مسمومی که نسبت به خانواده شهدا ایجاد شده است، برخی از فرزندان شهدا امروز جرات نمی‌کنند که بگویند فرزند شهید هستند. کسانی که بدون محبت پدر، در سختی بزرگ شدند، امروز باید فرزند شهید بودن‌شان را پنهان کنند. کسانی که در سازمان یا ارگانی کار کنند و پس از پایان خدمت بازنشسته شده و یا فوت کنند، خانواده وی از حقوق و مزایای آن سازمان استفاده می‌کنند. چرا کسی به این افراد گلایه نمی‌کنند که چرا از خدمات پدرت استفاده می‌کنی و یک فرزند شهید که بخاطر آرامش این ملت از داشتن پدر محروم بوده است، باید کنایه بشنود.

از نام پدرم هرگز سوء استفاده نکرده‌ام

موحددانش عنوان کرد: از این که بگویم فرزند شهید هستم، ابایی ندارم، ولی هرگز در ابتدای معرفی خودم، نام پدرم را نمی‌آورم. دوست ندارم اطرافیان به خاطر پدرم به من احترام بگذارند، شخصیت من باید باعث جذب اطرافیانم شود. هرگز برای انجام کارهایم از اسم پدرم استفاده نکردم.

وی در بیان خاطره‌ای گفت: دوران دانشگاه، نخستین جلسه یکی از درس‌های عمومی، استاد درخواست کرد که همه دانشجویان خودشان را معرفی کنند. وقتی من خودم را معرفی کردم، استاد پرسید که آیا با شهیدان موحددانش نسبتی دارید. گفتم «بله. من فرزند علیرضا موحددانش هستم.» استاد و دانشجویان با تعجب به من نگاه می‌کردند. استاد کمی از شان شهدا گفت و به آن‌ها ادای احترام کرد. از آن روز به بعد با واکنش‌های جالبی از سوی اساتید و دانشجویان مواجه شدم.

کسی نمی‌داند که شهید موحددانش متاهل بوده است

این فرزند شهید با بیان این که تا ۱۵ سالگی‌ام کسی نمی‌دانست که شهید موحددانش متاهل بوده است، گفت: بعد از شهادت پدرم، من و مادرم یک زندگی آرام به دور از دوربین رسانه‌ها و حضور در مراسمات داشتیم. مادرم پس از پدر، زحمات زیادی برای من کشید و راه وی را ادامه داد. یقین دارم که اگر پدرم زنده بود، زندگی همچون زندگی امروزمان را داشتیم.

وی در پایان سخنانش اظهار کرد: حق شهید علیرضا موحددانش در سطح جایگاهی که داشت، ادا نشد. او با وجود تمام خدماتی که در دوران دفاع مقدس انجام داده، گمنام مانده است. شهدا وظیفه‌ای بر خود دانستند و رفتند. قطعا شهدا برایشان فرقی نمی‌کند که چقدر ما یادشان کنیم، ولی این وسط ما می‌بازیم.

نگارنده : fatehan02 در 1398/2/17 8:41:5


نظرات :