نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
معرفی زیارتگاهها وقدمگاه ها و رزمگاه های استان خوزستان
معرفی ونگاه اجمالی به زیارتگاه و قدمگاه و  رزمگاه های استان خوزستان در 8 سال دفاع مقدس و پس از آن .

مزار شهدای هویزه ( محل شهادت حسین علم الهدی و شهدایی از دانشجویان خط امام)  ( زیارتگاه ):

دشمن در آغاز جنگ با اشغال شمال و شرق هویزه عملاً آن را محاصره کرد . در عملیات هویزه در 15/10/59 رزمندگان از این منطقه نفوذ کردند و به محل استقرار دشمن در جنوب کرخه کور هجوم بردند و 800 نیروی عراقی را اسیر کردند که این تعداد تا آن روز جنگ بی سابقه بود . اما در این عملیات برای پدافند تدبیر مناسبی وجود نداشت ، لذا با شروع پاتک های دشمن ، نیرو های خط مقدم عملیات که گروهی از پاسداران هویزه ، حمیدیه و اهواز و گروهی از دانشجویان خط امام  بودند ، در محاصره قرار گرفتند و که تعدادی از آنان از جمله حسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه به شهادت رسید. دشمن هویزه را در 27/10/59 اشغال کرد تا اینکه در عملیات بیت المقدس در اردیبهشت 1361 آزاد شد . 

تنگه چزابه (زیارتگاه) :

تنگه مهم چزابه در شمال غربی بستان ودر مسیر جاده ای که از مرز به طرف بستان کشیده شده ، قرار دارد. در هجوم 31/6/1359 به این تنگه ، با وجود مقاومت اندک مدافعان آن ، ارتش عراق نتوانست موقعیت خود را تا 2/7/59 در چزابه تثبیت کند ، اما پس از آن تا 15/9/1360 این تنگه در اشغال دشمن بود ودر عملیات طریق القدس آزاد شد . در اسفند 1360 دشمن حمله سنگینی به چزابه کرد تا از اجرای عملیات فتح المبین جلوگیری کند ، اما نتوانست . 

  شهرسوسنگرد ، بستان   ( قدمگاه ):   

سوسنگرد به فاصله حدود60 کیلو متریشمال غربی اهواز ودر مسیر جاده اصلی اهواز به شهر بستان و تنگه مرزی چزابه واقع است . هجوم دشمن از محور چزابه ، بستان ، سوسنگرد ، اهواز از 31/6/59 آغاز شد که پس از شکستن مقاومت مدافعان اندک ( پاسدار و ژاندارم ) آن در4و6 مهر ماه به ترتیب بستان و سو سنگرد را اشغال کرد .پیشروی دشمن به سوی اهواز ادامه یافت تا اینکه پاسداران اهواز ، شب هنگام 9/7/1359 با شبیخون به دشمن ، قوای ارتش عراق را مجبور به فرار کردند وبا همکاری هوانیروز و دیگر نیروهای ارتش تعغیب دشمن ادامه یافت طوری که در 10/7/59 سوسنگرد و بستان آزاد شد .عراق حملات مجدد خود را از 17/7/59 آغاز ودر 21/7/59 بستان را اشغال ودر 24/8/1359سوسنگرد را از سه طرف محاصره کرد و وارد آن شد ولی مدافعان سوسنگرد از اشغال کامل آن جلوگیری کردند تا اینکه عملیاتی طراحی شد ودر بامداد 26/8/59 با موفقیت به اجرا در آمد و سوسنگرد از محاصره دشمن خارج شد . مناطق مرزی بستان وچزابه در اشغال دشمن باقی بود تا اینکه عملیات طریق القدس در بامداد 8/9/1360 به اجرا در آمد و 650 کیلومتر مربع از سرزمین های جمهوری اسلامی در این منطقه از جمله بستان و چزابه آزاد شد .

پل  سابله (قدمگاه):  

پلی است روی رودخانه سابله که سوسنگرد را به بستان وصل می کند . دشمن یک هفته پس از تصرف بستان ، در تاریخ28/7/1359 پل سابله را اشغال کرد که در عملیات طریق القدس آزاد شد . 

دهلاویه محل شهادت شهید چمران  ( زیارتگاه ):

روستایی است در غرب سوسنگرد که در جریان هجوم دشمن ، جبهه مقدم شهر سوسنگرد بود . مدافعان دهلاویه 10 روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت کردند تا اینکه در 24/8/59 توان مقاومت باقی نماند و دشمن با اشغال دهلاویه خود را به سوسنگرد رساند . پس از آزادی سوسنگرد چند بار برای آزادی دهلاویه اقدام شد و سر انجام در تاریخ 27/6/60 در عملیاتی به نام آیت الله مدنی ( اولین شهید محراب ) ، دهلاویه آزاد شد . شهید مصطفی چمران از جمله شهیدان جبهه دهلاویه است . 

سایت 5 و 4 ( قدمگاه ):

سایت 4و5 ضد هوایی در روزهای اول جنگ به اشغال در آمد و مقر فرماندهی ارتش عراق در منطقه غرب رود کرخه شد . دشمن که موقعیت خود را بسیار مستحکم می دید ، گفته بود در صورت تسخیر سایت توسط ایرانیان ، کلید بصره به آنان داده خواهد شد . در این حال تیپ توان مند 27 حضرت رسول (ص) به فرماندهی احمد متوسلیان پس از آزاد سازی دشت عباس به سایت هجوم آورد و آن را فتح کرد . 

 سه راه قهوه خانه ایستگاه صلواتی بعد از پل کرخه (قدمگاه ، رزمگاه ):

لشکر 10 ارتش عراق در تاریخ 4/7/1359 ودر پنجمین روز جنگ خود را به سه راهی قهوه خانه رساند ودر 4 کیلو متری پل نادری (کرخه) موضع گرفت. پس از عملیات فتح المبین دشمن از این منطقه به عقب رانده شد ودر این نقطه یک ایستگاه صلواتی برپا شد که به عنوان یکی از مهمترین ایستگاه های صلواتی می باشد .این ایستگاه صلواتی در طول دوران دفاع مقدس مورد استفاده رزمندگان اسلام قرار داشت .

پل نادری ( قدمگاه ):

در غرب دزفول روی رودخانه کرخه احداث شده است ومنطقه مرزی عین خوش و دشت عباس را به دزفول متصل می کند . دشمن در هجوم به این منطقه با مقاومت کمی روبرو شد طوری که فاصله 80 کیلومتری مرز تا رود کرخه را در 4 روز طی کرد و در روز 5/7/1359 به پل نادری رسید ولی خطر پذیری نکرد و از آن عبور نکرد . ارتش جمهوری اسلامی ایران در 11/7/1359 سر پلی به عمق 1 تا 3 کیلو متری و عرض 5 کیلومتر در پای پل تصرف کرد لذا پل نادری آزاد شد و به عنوان پل پیروزی در عملیات فتح المبین به کار آمد . 

 کرخه  ( قدمگاه ):

از ارتفاعات الوند از استان همدان سرچشمه می گیرد و از کنار بیستون به کرمانشاه می رسد و از آنجا وارد لرستان شده و در استان ایلام به جریان خود ادامه می دهد و سپس وارد خوزستان می شود . این رودخانه شمالی _ جنوبی در نزدیکی حمیدیه، با چرخش 90 درجه به سمت غرب ادامه جریان داده وپس از عبور از سوسنگرد و بستان به هور العظیم می ریزد . شعبه ای از این رودخانه نیز که کرخه کور نام دارد، به سمت هویزه رفته و سپس به هور می ریزد . کرخه مانع بسیار بزرگی برای دفاع از منطقه دزفول و اندیمشک محسوب می شد . ارتش عراق با استقرار در غرب کرخه تا عملیات فتح المبین این منطقه را دراشغال خود داشت .

کوی ذوالفقاریه (قدمگاه و رزمگاه):

در تاریخ 8/8/1359 نیروهای دشمن شبانه با ایجاد پل روی بهمن شیر از کوی ذوالفقاریه واقع در جنوب شرقی شهر آبادان ، وارد جزیره آبادان شدند . در بامداد آن شب پیرمردی به نام دریا قلی ، متوجه نیرو های دشمن شد که خود را سریعا به شهر رسانده و سپاه را با خبر کرد . در پی آن نیرو های سپاه ، مردم وارتش بر سر دشمن ریختند و با انهدام دشمن ، کوی ذوالفقاریه را آزاد کردند .

دار خوین (قدمگاه_ رزمگاه):

وقتی در تاریخ 19/7/1359 یگان های دشمن از کارون عبور کرده و به جاده اهواز _ آبادان رسیدند، پیشروی به سمت شمال را آغاز کردند در حالی که هیچ نیرویی در مقابلشان نبود . چند روز بعد عده ای از پاسداران اصفهان وارد دارخوین شدند و اولین خط دفاعی را در برابر دشمن تشکیل دادند . این خط که به "خط شیر" معروف شد فرماندهانی چون شهید حسین خرازی و شهید مصطفی ردانی پور را پرورش داد و مقدمات تشکیل لشکر 14 امام حسین (ع) را فراهم کرد . در جریان عملیات بیت المقدس ، رزمندگان اسلام با احداث پل پیروزی روی کارون در غرب دارخوین ، از این طریق غافلگیرانه به پهلوی دشمن زدند و تا جاده اهواز_خرمشهر پیش رفتند . غواصان لشکر امام حسین (ع) که از جمله حماسه عملیات کربلای 3 را آفریدند ، در منطقه دارخوین و در رود کارون آموزش دیدند . 

نهر عرایض_پل نو (قدمگاه و رزمگاه):

پل نو روی نهر عرایض در غرب خرمشهر و در مسیر جاده شلمچه احداث شده است. طول پل 58 متر و عرض آن 7 متر است. ارتش عراق در آغاز هجوم سراسری سه روزه به نهر عرایض رسید، لیکن برای عبور از پل نو چندین روز جنگید. پس از عبور از آن نیز چند بار پیشروی کرد و عقب رانده شد تا این که از 16/7/1359 دستیابی مدافعان خرمشهر به پل نو غیر ممکن شد و سرانجام پس از 19 ماه در 3/3/1361 آزاد شد.

خرمشهر(رزمگاه):

خرمشهر در طول تاریخ خود چهار بار اشغال شد که سه بار آن با اتکا به بیگانگان یا در برابر واگذاری  بخشی از سرزمین ایران، به وطن بازگشت. اما در آخرین بار ، بدون پشتیبانی بیگانگان  و بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک ایران ، خرمشهر آزاد شد. خرمشهر از بعدازظهر 31/6/1359 زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت . یگان های دشمن سپس در این منطقه تهاجم خود را از سه محور آغاز کردند: از جنوب ایستگاه حسینیه برای بستن جاده اهواز _ خرمشهر و از سمت شمال و غرب خرمشهر برای دستیابی به دروازه شهر (پلیس راه). دشمن با اجرای آتش سنگین و هجوم قوای زرهی به سمت خرمشهر و محاصره آن، طرح ریزی کرده بود که هماهنگ با برنامه اشغال سه روزه استان خوزستان، خرمشهر را نیز به اشغال در آورد ولی با مقاومت حماسی مدافعان خرمشهر نه تنها دشمن در اشغال خوزستان ناکام ماند، بلکه با تحمل خسارات و تلفات بسیار، بعد از 34 روز جنگ و گریز، خرمشهر را تصرف کرد. برای آزاد سازی منطقه وسیع جنوب غربی اهواز، عملیات بیتالمقدس از 10/2/1361 آغاز شد. آخرین مرحله این عملیات (مرحله چهارم) از 1/3/1361 شروع شد که منجر به آزادی خرمشهردر 3/3/1361 گردید. در روزهای پایانی جنگ نیز ارتش عراق با انبوهی از لشکرهای خود در 31/4/1367 با تهاجمی دیگر خود را به جاده اهواز _ خرمشهر رساند و 30 کیلومتر از این جاده را اشغال کرد. در حالی که خرمشهر در خطر محاصره و اشغال مجدد قرار گرفته بود، با پیام هشدار دهنده امام خمینی، با حضور سپاه و انبوه نیروهای مردم در این منطقه، طی سه روز درگیری و مقاومت ، دشمن عقب رانده شد.

مسجد جامع خرمشهر(قدمگاه):

مسجد جامع خرمشهر سمبل مقاومت خرمشهر شناخته می شود. در طول 34 روز مقاومت، مرکز فرماندهی و ستاد نیروهای مردمی بود؛ تبادل اخبار، تجهیز، تسلیح و آموزش رزمنگان، مداوای اورژانسی مجروحین و نگهداری موقت شهدا، همگی در مسجد جامع صورت می پذیرفت. در عین حال سایر مساجد و حسینیه های شهر نیز پایگاه های فرعی بودند که از مسجد جامع هدایت می شدند. مسجد جامع به رقم آن که از آغاز جنگ زیر آتش قرار گرفته داشت و از 24/7/1359 چندین بار در آستانه سقوط قرار گرفت، اما تا آخرین روز مقاوم باقی ماند و حتی پس از سقوط تنها راه ارتباطی (پل خرمشهر) ، یک روز دیگر مامن و پناه نیروها بود که هنوز در شهر باقی بودند. اما آن گاه که آخرین مدافعان به آب زدند و از کارون گذشتند، مسجد جامع نیز خاموش شد تا در سوم خرداد 1361 شاهد اشک شوق و شادی توام با سجده رزمنگان شود. 

پل قدیم خرمشهر(رزمگاه):

این پل روی کارون احداث شده و شمال و جنوب کارون را به هم وصل می کند، 616 متر طول و 8 متر عرض دارد. از سومین روز هجوم دشمن (2/7/1359) که عراق جاده خرمشهر _اهواز را قطع کرد، تنها راه پشتیبانی مدافعان همین پل بود و دشمن از همان ابتدا در صدد بود با اجرای آتش روی آن، امکان تردد از این پل را غیر ممکن کند و در اواخر مهرماه چند بار به آن نزدیک شد. سرانجام از 3/8/1359 با تسلط دشمن برپل، حماسه مقاومت 34 روزه مدافعان خرمشهر پایان یافت.

پاسگاه زید ، شهدای عملیات رمضان (زیارتگاه):

منطقه زید و ایستگاه حسینیه از محورهای مهم هجوم دشمن به خوزستان بود که از این طریق به جاده اهواز _ خرمشهر دست یافت . یکی از محورهای عملیات بیت المقدس نیز این منطقه بود . در عملیات رمضان در تابستان 1361 ، موفق ترین محور عملیات ، زید بود طوری که رزمندگان تا مقر فرماندهی دشمن پیش رفتند و غنایم بسیاری به دست آوردند . در روزهای پایانی جنگ نیز زید یکی از محور های مهم هجوم دشمن بود . 

فکه (قتلگاه_زیارتگاه):

منطقه عمومی فکه ، رملی و سرزمین شن های روان است ، در آغاز جنگ وقتی فکه سقوط کرد ، نیرو های پاسگاه های جنوب فکه محاصره شدند و با زدن به بیابان عقب نشینی کردند . اما عده ای راه خود را گم کرده ودر اثر تشنگی شهید شدند . در 3 عملیات فتح المبین ، طریق القدس و والفجر مقدماتی با عبور از رمل ها به دشمن حمله شد که در دو عملیات اول این ابتکار رمز موفقیت بود . اما عملیات والفجر مقدماتی ، خاطره تلخی را در پی داشت . این زمین علاوه بر اینکه مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان اسلام است ، شاهد شهادت دو فرمانده بزرگ جنگ حسن باقری و مجید بقایی بود . فکه همچنین مقتل نویسنده بزرگ جنگ شهید سید مرتضی آوینی است .

یادمان طلاییه(زیارتگاه):

طلاییه در 31/6/1359 به سادگی اشغال شد و تا پایان جنگ در اشغال دشمن باقی ماند . در عملیات خیبر نبرد سنگینی در این محور به وقوع پیوست اما مواضع دشمن در طلاییه فرو نریخت .  

یادمان اروند (زیارتگاه):

یکی از بخشهای آبادان است که در 48 کیلومتری جنوب شرقی آبادان و در انتهای جاده آسفالت آبادان _ اروند کنار واقع شده است  . این منطقه شاهد یکی از بزرگترین نبردهای دوران جنگ (والفجر 8 ) بود. غواصان خط شکن عملیات والفجر 8 در این منطقه شبانه از اروند رود گذشتند و خط دشمن را شکستند.

پل بعثت پس از فتح فاو به منظور بهبود تردد و  افزایش توان انتقال نیرو، تجهیزات و پشتیبانی مطمئن از منطقه فاو ، احداث پل ثابتی روی اروند رود طراحی شد وبا تلاش نیروهای متخصص و متعهد جنگ ، به خصوص مهندسین جهاد سازندگی خراسان ، به اجرا در آمد . این پل در محلی از اروند که رودخانه900 متر عرض و حداکثر 12 متر عمق دارد با استفاده از لوله های فولادی به طول 12 متر و قطر 142 سانتیمتر ساخته شده و بهره برداری از آن در تاریخ 22/7/1365 آغاز شد . 

پل شهید اسلام پناه ( بهمن شیر) (رزمگاه):

بهمن شیر رود خانه ای ست که در حد فاصل خرمشهر و آبادان از کارون منشعب می شود و به خلیج فارس می ریزد . اروند  ، کارون و بهمن شیر با ایجاد کمربندی از آب ، منطقه آبادان را تبدیل به جزیره کرده اند . بهمن شیر در دفاع از آبادان نقش مهمی ایفا کرد . شمال این رود شاهد نبردهای بزرگی از جمله نبرد       ثامن الائمه (ع) بوده است . همچنین نیروهایی از دشمن که با عبور از بهمن شیر وارد ذوالفقاریه آبادان شدند ، تلفات بسیاری دیدند . 

شلمچه (زیارتگاه):

منطقه مرزی شلمچه در منتهاالیه غرب خرمشهر واقع شده است . یکی از محورهای هجوم دشمن به خرمشهر 31/6/1359 ، شلمچه بود . در عملیات بیت المقدس اگر چه خرمشهر آزاد شد ولی با توجه اهمیت نظامی شلمچه ، دشمن به سختی از آن دفاع کرد و آن را در اشغال خود نگه داشت و پس از آن موانع ، استحکامات و رده های دفاعی متعددی در این منطقه ایجاد کرد . رزمندگان اسلام با اجرای عملیات کربلای 5 در دی ماه 1365 ، این مواضع را درهم شکستند و شلمچه را آزاد کردند . 

دوکوهه ( قدمگاه ):

منطقه ای است در شمال اندیمشک که پس از شروع جنگ به صورت مهم ترین پادگان در شمال خوزستان درآمد. این پادگان عقبه نیروهای عمل کننده در عملیات فتح المبین بود و پس از آن نیز به پادگان اختصاصی لشکر 27 حضرت رسول (ص) تبدیل شد . 

فاطمیون محل شهادت 5 نفر از سادات گردان حضرت زینب (س) ( قدمگاه ، رزمگاه ):

پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ،نیرو های بعثی عراق به خاطر امتیاز گرفتن از ایران دست به تحرکات و تهاجم علیه نقاطی از کشور زدند از جمله حمله به پاسگاه زید و پیشروی به سمت جاده  اهواز _ خرمشهر که در 75 کیلو متری جاده اهواز _ خرمشهر، درگیری سختی بین نیرو های اسلام و نیروهای بعثی در گرفت . از جمله گردان های سپاه اسلام می توان به گردان حضرت زینب (س) از تیپ حضرت زهرا (س) لشکر 10 سیدالشهدا اشاره کرد که جنگ بین نفر و تانک بود . در حالی که یک کامیون حامل نیروهای کمکی به طرف گردان حضرت زینب (س) در حال حرکت بود مورد اصابت توپخانه دشمن قرار گرفت که فقط 5 نفر از سادات به شهادت رسیدند. به همین دلیل این نقطه؛ به نام "فاطمیون" نام گرفت .

اردوگاه کوثر (لشکر 10 سیدالشهدا ) ( قدمگاه ):

در کیلومتر 10 جاده اهواز_ سوسنگرد داخل جنگل واقع شده است که در زمان دوران دفاع مقدس یکی از عقبه های فعال لشکر 10 سید الشهدا (ع) بود و نیروهای گردان های لشکر در آنجا مستقر بودند وبه دلیل حساسیت دشمن بعثی این اردوگاه در فروردین سال 1365 توسط هواپیماهای عراقی بمباران شد و تعدادی از رزمندگان لشکر 10 سید الشهدا از جمله نیرو های گردان حضرت علی اصغر (ع) به شهادت رسیدند .

چگونگی وقوع حادثه تلخ و جانگداز جاده شهید صفوی ( شیمیایی بهبهان) (رزمگاه):

صبح روز 20 دی ماه سال 1365 در دومین روز آغاز عملیات کربلای5 حادثه ای به وقوع پیوست که تا آن زمان سابقه نداشت ، حادثهای که در تاریخ دفاع مقدس جاودانه شد وتا قیام قیامت فراموش نخواهد کرد .

صبح روز بیستم دی ماه 1365 گردان فجر لشکر 7 ولی عصر (عج) در حالی که خود را آماده عزیمت به خطوط درگیری می نمومد به یکباره مورد هجوم وحشیانه و ناجوانمردانه راکتهای شیمیایی دو فروند هواپیمای دشمن واقع شد وامکان هرگونه عکس العمل از نیروهای آن گردان گرفته شد ، هر دو راکت شلیک شده از سوی آن هواپیماها در چند قدمی تجمع نیروهای گردان بهزمین اصابت کرد ودر کمتر از دو دقیقه بیش از 90 تن از رزمندگان بر اثر گازهای متصاعد شده از آن راکتها به شهادت رسیدند ، در آن حادثه که تا آن تاریخ بی سابقه بود بیش از 200 نفر شیمیایی شده و دچار مصمومیت ناشی از انفجار آن گازها گردیدند ، که تاکنون که سالها از جنگ گذشته و می گذرد بیش از 36 نفر از آن افرادی که مصدوم شده بودند بر اثر عوارض آن گازها به جمع دیگر یاران سفر کرده خود آن واقعه پیوسته اند .

پس از آن فاجعه که منجر به از هم پاشیدن گردان در آم روز گردید ، مابقی نیروهای آن گردان اگر چه دچار مصدمیت شیمیایی شده بودند ولی حاضر به ترک منطقه نشده و علی رغم فشار مضاعف مسئولین لشکر مبنی بر ترک آنها از صحنه نبرد ، آنها حاضر به پذیرش چنین تصمیمینشده ودر سایر گردانهای سازماندهی شده وبه خطوط درگیری و رویارویی با دشمن اعزام شده و تعدادی از همان نیروها در صحنه مستقیم نبرد با دشمن در همان عملیات کربلای 5 به شهادت رسیدند .

در آن واقعه تلخ صحنه بسیار زیبایی از عشق و اخلاص واز خود گذشتگی توسط سردار داود دانایی که فرماندهی آن گردان را بر عهده داشت به تصویر کشیده شد .وقتی که گردان مورد هجوم قرار گرفت تعدادی از نیروهای گردانکه آماده بوده و ماسک خود را بهمراه داشتند ماسک خود را به صورت زده تا دچار آسیب کمتری شوند ، داوود دانایی هنوز ماسک خود را به صورت نزده بود که ناگهان مشاهده کرد بسیجی کم سن و سالی ماسک خود را به همراه ندارد ، بلافاصله ماسک خود را از صورتش کند و آن را بر صورت آن بسیجی نوجوان گذاشت و از او خواست که صحنه را ترک کند ، سپس چفیه خود را با آب بارانی که روی زمین مانده بود خیس کرد و به دور صورتش پیچید ، هنوز انجام این کارش تمام نشده بود که بسیجی دیگری را مشاهده کرد که او نیز ماسکی بر صورت ندارد وهیچ امکانات دیگری نداشته وبه شدت سرفه می کند ، بلافاصله چفیه خود را از صورتش باز کرد ودر آن بحبوحه آن را بر صورت آن بسیجی بست و از او هم خواست سریع صحنه را ترک کند ، دقایقی بعد ، داوود دانایی بدلیل نداشتن ماسک بر زمین افتاد و روحش به جمع دیگر یاران شهیدش پیوست . 

لشکر 31 عاشورا عملیات والفجر مقدماتی:

از حوادث دیگر در ماوریت های لشکر عاشورا یکی هم در محل فعلی یادمان شهدای فکه است که درعملیات والفجر مقدماتی اتفاق افتاده است . لشکر عاشورا که ماموریت داشت از محور رملها به سوی پاسگاه های طاووسیه ورشیده حمله را آغاز نماید ودر این رابطه گردان های حرت علی اکبر و قاسم وشهدای محراب هم در سایر گردان ها توانسته بودند به پشت کانال های زوجی برسند لیکن با توجه به مانع موجود آتش های انبوه و شرایط وضعیت نامساعد ، امکان ادامه پیشروی ممکن نشده و پشتیبانی ها هم موثر واقع نگردید و تعداد کثیری از رزمندگان این سه گردان و لشکر عاشورا وگردان های کمیل و حنظله از لشکر محمد رسول الله (ص) در این منطقه به شهادت رسیده ویا مجروح گردیده ویا به اسارت نیروهای بعثی در آمده اند که در تفحص بیش از 50 نفر از شهدای لشکر عاشورا از محل و محوطه یادمان شهداء فکه پیدا شده است که در تاریخ نبر ها اوج فداکاری و مقاومت را جلوه گر می سازد . 

لشکر 31 عاشورا عملیات خیبر:

یکی از حوادثی که در ماکوریت لشکر عاشورا در عملیات خیبر رویداد اسارت رزمندگان دو گردان حضرت امام حسین (ع) و علی اکبر لشکر عاشورا و دو گردان دیگر لشکر نجف می باشند که در پیشروی رزمندگان در محل پشت پل شحیطاط (شهدای حمید باکری) روی کانال سویپ و نریسیده به مثلثی ها در جنوب غرب جزیره جنوبی رویداده که در پی آن قائم مقام لشکر سردار مرتضی یاخچیان و معاون فرمانده لشکر شهید حمید باکری و فرماندهان دیگری همچون سردار شهید اسلام محمد باقر مشهدی عبادی و رمانده گردان امام حسین (ع) و سردار شهید اسلام بایرامعلی ورمرزیار فرمانده گردان حضرت علی اکبر و سردار شهیداسلام حمید محمدی درخشی فرمانده محور عملیاتی و . . . جام شهادت را به سب کشیده ویا به اسارت نیروهای بعثی درآمدند . آخرین پیامی که شهداء والامقام در آن محاصره که منجر به شهادت واسارت جمع کثیری از رزمندگان اسلام شد بدین قرار می باشد : به امام بگویید که ما همچون حضرت اباعبدالله الحسین جنگیدیم ومثل حضرت هم شهید شدیم .

لشکر 31 عاشورا عملیات بدر:

گردان حضرت ابوالفضل لشکر عاشورا در عملیات بدر 21/12/1361 به فرماندهی حاج رحیم نوعی اقدم که قرار بود بوسیله بالگرد در صبح روز اول عملیات به آنطرف هور در کنار دجله انتقال داده شده و توسعه وضعیت دهند و لیکن بنا به دلایلی امکان نشده و نزدیکی پاسگاه برزگر بود بر میگردند در حالیکه منتظر دستور بعدی بودند تا وارد مراحل عملیات شوند طرف های ظهر ساعت 12:15 هواپیما های عراقی در سطح پایینی فرا رسیده و اقدام به بمباران (خوشه ای و راکت و . . . ) می نمایند . که حاصل آن دهها شهید و صد ها زخمی از رزمندگان گردان( دو گروهان بسیجی ویک گروهان مامور از نزجا ) بوده وضایعه مهمی در استعداد لشکر ایجاد می شود . فرمانده گردان هم به لحاظ شدت جراحت به پشت جبهه انتقای می یابند و کل گردان هم از گردونه عملیات خارج می شوند . از اینکه حجم بمباران خیلی زیاد بوده تلفات وضایعات هم به تبعیت از آن خیلی بالا بوده ؛ صحنه های دلخراش زیادی هم به دلیل متلاشی شدن اجساد رزمنده ها که همراه ، آتش سوزی تجهیزات ومهمات و امکانات بود بوجود آمده بود جمع آوری و انتقال مجروحین و شهدا در ابن وضعیت خیلی سخت و زمانبر بود و تاثیر آن را در کم و کیف عملیات اثر گذار است .

ضمنا در این عملیات شهدای زیادی که شالوده لشکر را به هم زد همچون فرمانده لشکر عاشورا سردار شهید اسلام مهدی باکری ، شهید تجلایی و دوتن از فرماندهان تیپ (سردار شهید اسلام میرزا علی رستم خانی ، سردار شهید محمد ناصر اشتری ) و چند تن از فرماندهان گردان سرداران شهید اصغر عبداللهی قصاب و اکبر جوادی و . . . و معاونین گردانها . صد ها شهید دیگر تقدیم نظام جمهوری اسلامی گردید . 

عملات والفجر8 ، لشکر 31 عاشورا:

لشکر عاشورا در تاریخ 20/11/1364 در عملیات والفجر 8 شرکت داشت محور عملیات لشکر در قسمت شرقی اروند رود در بین نهر ابوشانک و . . . اطراف روستای ابوشانک بود پس ازز شروع بمباران و تصرف مواضع در آن طرف اروند رود هواپیماهای عراقی با تمام تلاش در پی بمباران محل استقرار یگانها شدند ودر ادامه این بمبارانها تبدیل به بمبهای شیمیایی گردیده و عده کثیری از صدها رزمنده را مصدوم شیمیایی نموده و سطح به سطح عمق فاجعه گسترش یافت ودر نتیجه رزمندگان در تمامی رسته ها (رزمی و پشتیبانی رزمی و خدمات رزمی و . .  .) و حتی پرسنل بهداری رزمی ( پزشک و پزشکیار و بهیارو پرستارو . . .) هم در نتیجه این جنایت از منطقه تخلیه شده و یگان را با کمبود نیروی رزمنده مواجه ساخت بطوریکه آلودگی منطقه بقدری بود که وقت کافی و اقدامات بیشتر را می طلبید که رفع آلودگی شود و آمار مصدوم های شیمیایی بقدری بود که تعجب آور بوده و افرادی که این مصدوم ها را اعزام کرده بودند زیر مسئول شدند که چرا تقریبا کل لشکر به عقب تخلیه شده است . 

لشکر عاشورا در عملیات کربلای 4:

یک حادثه دیگر لشکر  عاشورا در کنار اروند رود پشت نهر عرایض در حوالی کاخ شیخ خزعل برای جمعی از رزمندگان لشکر بخصوص گردان امیرالمومنین روی داده که منجر به شهادت فرمانده گردان سردار شهید اسلام حمید برکار و جانشین ایشان محمدرضا عادل نسب و دیگر شهدا گردید . در این رابطه در اثر بمباران و گلوله باان های پی درپی جمع کثیری از رزمندگان شهید و مجروح گشتند که بسیار قابل توجه بوده و تاثیر مهمی را در روند عملیات بجای گذاشت .

لشکر عاشورا در عملیات کربلای 5:

در عملیات کربلای 5 لشکر عاشورا که سه تیپ شرکت کرده بود محل پنج ضلعی و نوک و پشت کانال ماهی و اطراف کانال زوجی یاد آور صدها شهید مظلوم و مجروحان باوفای این لشکر می باشد که شهیدان والا مقامی همچون سرداران شهید مصطفی پیش قدم فرمانده گردان امام حسین (ع) و شهید محمد قنبر لو فرمانده گردان امام سجاد (ع) و شهید . . . را می توان نام برد .

در پی پیروزی های رزمندگان اسلام در این عملیات که منجر به آزاد سازی منطقه شلمچه عقب رانده شدن قوای بعثی شد گردان ها برای بازسازی و استراحت به منطقه استقرار لشکر عاشورا در حوالی روستای قجریه کنار رودخانه کارون در پشت شرکت کشت و صنعت نی شکر در حال سوار شدن به اتوبوس ها بودند که هواپیما های میگ عراقی با چند سورتی پرواز بر فراز این نیرو ها اقدام به بمباران خوشه ای نمودند که دهها شهید و صدها زخمی را از گردان های امام حسین _سید الشهدا_ حبیب ابن مظاهر _ امیرالمومنین و . . . انهدام تجهیزات و امکانات در پی داشت داغ دیگری بر مرحم این عزیزان گذاشت که آن منطقه سراسر به خون پاک ومطهر این بزرگواران آغشته شد .

لشکر عاشورا در عملیات در پادگان شهید باکری دزفول:

پادگان دزفول یکی از محل های عقبه و استقرار عده و عده ی لشکر عاشورا در دفاع مقدس در استان خوزستان بود به لحاظ رشادت ها و فداکاری های رزمندگان اسلام مکان مقدسی می باشد و چون این رزمندگان در صحنه های نبرد بعثیون را دچار اشفتگی می نمودند آنها نیز در پی ضربه زدن و چشم زهری برای این یگان با سلامت و پر هیمنت و مقتدر بوده اند که در این راستا این پادگان را مورد هجوم حملات بمبهای خوشه ای خود قرار داده و رزمندگان یکی از گردان های این لشکر را به نام گردان ابوالفضل هدف نوک پیکان قرار داد و جمع کثیری از این عزیزان را مجروح وشهید می نماید . فرمانده رشید آن گردان به نام سید اژدر مولایی به شدت زخمی می گردند . زمین پاک این پادگان خون های مطهر این دلاور مردان را به عنوان تبرک در خود جای داده و عشاق را به سویش می طلبد . 

لشکر عاشورا در عملیات در پادگان شهید باکری دزفول:

حادثه دوم در این پادگان بمباران دومی بود که منجر به آتش سوزی تعداد زیادی از چادرهای رزمندگان گردید که سردار شهید اسلام علی مولایی فرمانده گردان امام حسین (ع) جزو شهیدان و مجروحین این حادثه غم انگیز بود که روی داد . 

  

زیارتگاه شهدای دشتستان کیلومتر 50 جاده اهواز خرمشهر :

سردار شهید احمد اسدی فرمانده دلاور گردان تخریب ناو تیپ امیرالمومنین (ع) استان بوشهر ، یک از سرداران شاخص کشور می باشد که پس از سالها دلاوری در جبهه های نبرد ، در تهاجم تیر ماه 67 عراق برای تصرف دوباره « جزایر مجنون» (در حالی که فقط 9 روز از ازدواجش می گذشت) حنظله وار به همراه یاران تخریب چی خود به منظور انفجار مسیرهای تهاجم و سد راه دشمن ، عازم جزایر مجنون شدند ، اما پس از سقوط جزایر با توسل ناجوانمردانه حزب بعث به سلاح های شیمیایی اهدایی استکبار ، با تویوتای مملو از مواد منفجره به همراه 3 تن از همرزمانش ( غلامرضا کشتکار ، محمد حسین کریمی ، علی خمش آیا ) در کیلومتر 50 جاده اهواز _ خرمشهر ، هدف موشک بالگردهای بعثی قرار گرفتند ودر انفجار صدها پوند مواد منفجره آسمانی شدند . آنچه از آنان به جا مانده بود را به یاد آنان _ که ققنوس وار در آتش خشم متجاوزان بعثی سوختند _ در همان مکن به خاک سپردند تا به فرموده امام راحل (ره) « برای همیشه مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان باشد » .

در حالی که 23 سال از آن واقعه عظیم می گذرد ، یک مزار غریب و ب نشان در حاشیه جاده اهواز _ خرمشهر ، تنها یادبود این شهیدان گرانقدر است که به فرموده مقام معظم رهبری « همدمی جز نسیم صحرا و زائری جز مادرشان زهرا (س) ندارند » و گویا که مظلومیت و گمنامی را نیز از « بقیع مدینه» و مادرشان زهرا (س) به ارث برده اند .

اکنون پس از این غربت 23 ساله و کوتاهی بسیاری از مسئولین مدعی ، دوستان بسیجی شما همت نموده و بر آنند تا « یادمان هدای تخریب » را در این مکان احداث نمایند و ساخت یادمان در دست اجرا می باشد .



نگارنده : روایتگری در 1390/12/23 12:40:24.


نظرات :

علیرضازینالی
باسلام ، تشکر و امتنان ازمتولیان روایتگری سایت فاتحان - پیشنهادمی شود تصویری از زیارتگاهها و قدمگاههای مناطق عملیاتی دفاع مقدس نیز درکنار توضیحات موجود قرارداده شود باتشکر
1394/9/1 19:6:32 :: ارسال پاسخ