نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
سفرنامه ی "با نوای کاروان" ... چابهار
کاروان فرهنگی دفاع مقدس "با نوای کاروان" اینبار میهمان ساحلی پر خروش و تاریخی بود... در زابل، چشمهای اشکبار، خبر از وداعی پرشکوه می دهند. کاروانی خاطره ساز بار سفر به سوی گوشه ای دیگر از خاک پاک ایران عزیز بسته و زمان پایان این میهمانی فرا رسیده است ...


"
با نوای کاروان" اینبار میهمان شهری در جنوب استان سرفراز سیستان و بلوچستان خواهد بود .

زمان: 30 مهر الی 5 آبان 1390

مکان : چابهار ...
شهری ساحلی در جنوب استان و منطقه ی آزاد اقتصادی با جاذبه های گردشگری فراوان ...
امامزاده سید غلام رسول متعلق به دوره ی سلجوقی، قلعه و روستای تاریخی تیس، رودخانه و منطقه ی حفاظت شده ی باهوکلات، قلعه ی پرتغالیها، سواحل صخره ای، چاه دختران، تپه ی سیاهبون و ده ها جاذبه ی دیگر...

ابتکاری نو و به یاد ماندنی...

پرچمهای حرمین سالار شهیدان و امام رئوف علیهما السلام، بر جهاز کاروان اشترانی قرارگرفت که رسم نیاکان و کاروان اهل کربلا را بر چشمان مشتاق و منتظر مردم دیار چابهار تداعی می نمود.

همه آمده بودند...

مردم کوچه و بازار و دانشجو و دانش آموز، کارمند و مدیر و مسئولین شهرستان...

پرچمها، پس از بوسه های فراوان و متبرک نمودن همه ی دستانی که به سمتشان آمده بود، با احترام در محلی که از قبل آماده شده بود، قرار گرفتند. "با نوای کاروان" آمد و باز مانند قبل، ماموریت ویژه ای به همراه داشت...

زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی هشت سال حماسه ی بی بدیل جوانان این مرز و بوم. زنده نگه داشتن همه ی رشادتها و جانبازیها و شهادتها...

چه هدیه ای نصیب پارک ساحلی بهار شده بود. عطر حرم ابا عبدالله و خورشید تابناک خراسان، علی ابن موسی الرضا علیما السلام، همه ی زمین و آسمان را فراگرفته بود و قدوم مردمی عاشق که به شوق تبرک، خود را به این مکان می رساندند تا باز، تجدید پیمان کنند با آرمانهای حق طلبانه ی خاندان پیامبر اعظم صلوات الله علیهم...

6 روز میهمانی و بیش از 25 هزار عاشق که هر نفسشان، ذکری بود که ملائک، آنها را به آسمانها می بردند. اتحاد برادران و خواهران شیعه و اهل سنت رسول خدا، در پاسداشت حماسه های جوانانشان، خط بطلان دیگری بود بر تمام سیاه نماییها و فریبکاریهای بی اثر دشمنان اسلام و مهر تاییدی بود بر صلابت و اتحاد و تاکید بر ولایت مداری این مردمان دین مدار و غیور...

درود بر این قدوم که لحظه به لحظه در کنار این کاروان ماندند. درود بر مردان پاک نیت و زنان پاک دامنی که اشک چشمانشان، همپای کاروانی بود که کاروان کربلا را به یاد می آورد.

6 روز عاشقی طی شد و شام آخر فرا رسید. شبی خاطره انگیز با نوای آسمانی دعای پر فیض کمیل.

باز بدرقه ای عارفانه و عاشقانه...

باز اشک شوق و باز خاطره ای ماندگار در دیاری ماندگار...

این میهمانی نیز به پایان رسید و میزبانی دیگری، در انتظار...

بزودی گزارش تصویری این حماسه، تقدیم مخاطبان خواهد شد.


نگارنده : mohamagha در 1390/08/09 21:10:21.


نظرات :