نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
زندگینامه شهيدعلی دهقانی
رهجوم نگاه خداوند بر زمین ، آنگاه که از خیل بندگان خود یکی را بر می گزیند، دامن مادری کرانه ای بی پایان می شود تا آن که ابر مردی از مهر او بنوشد و جان بگیرد. علی دهقانی در یکی از روزهای سال1343 در بندرعباس به دنیا آمد. روزهای کودکی او آنچنان گذشت که از کتاب عشق یک حرف خواند و تا عرش یک پله ماند و طومار زندگی او را به مهر زرین شهادت به هم پیچیدند و او در حالی که جوانی 19 ساله بود ودرتاریخ22/01/1361 در عملیات والفجر6،این تخریب چی جوان در منطقه عملیاتی بستان ودر حال خنثی کردن مین در منطقه عملیاتی...

زندگینامه شهيدعلی دهقانی

درهجوم نگاه خداوند بر زمین ، آنگاه که از خیل بندگان خود یکی را بر می گزیند، دامن مادری کرانه ای بی پایان می شود تا آن که ابر مردی از مهر او بنوشد و جان بگیرد. علی دهقانی در یکی از روزهای سال1343 در بندرعباس به دنیا آمد. روزهای کودکی او آنچنان گذشت که از کتاب عشق یک حرف خواند و تا عرش یک پله ماند و طومار زندگی او را به مهر زرین شهادت به هم پیچیدند

و او در حالی که جوانی 19 ساله بود ودرتاریخ22/01/1361 در عملیات والفجر6،این تخریب چی جوان در منطقه عملیاتی بستان ودر حال خنثی کردن مین در منطقه عملیاتی در کشور عراق توسط دشمنان از پشت گلوله ای بر سر مبارکش زدند و در همان جا به شهادت رسیدند.لازم به یادآوری است که بدن شهید دهقانی بعد از آنکه 18 سال مفقودالاثر بود ،پیدا وتشیع شد وبه آغوش خانواده اش باز گشت.

علاقه شهید به رفتن جبهه

دایی شهید با رفتن علی به جبهه مخالف بود همیشه سعی می کرد تا از رفتن او به جبهه جلوگیری کند . او علی را خیلی دوست داشت و نمی خواست او را از دست بدهد ، یک روز دایی اش با او صحبت کرد و خواست او را از رفتن به جنگ منصرف کند ، به او گفت: تو که همیشه نماز را اول وقت می خوانی و احکام دین را هم به جای می آوری ، توکه دین خود را نسبت به اسلام ادا کردی چرا می خواهی به جبهه بروی ، می دانم که به تحصیل علاقه داری ، اگر از رفتن به جبهه منصرف شوی می توانی به آرزوهایت برسی ، اما شهید در جواب او با احترام گفت: دایی جان برای تحصیل وقت زیاد است ولی برای شهادت نه (شهید می خواست اول به ندای رهبرش لبیک بگوید).


نگارنده : ghavasan در 1390/12/15 16:20:12.


نظرات :