نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
از زبان همسر شهید حاجبی
همسر شهید : یادم است وقتی ایشان آمده بود خواستگاری زمان نماز ظهر بود و دعا که می خواندم مفاتیح را باز کردم و قبل از باز کردن مفاتیح گفتم ای علی به من علی بده که از نظر خصوصیات ظاهری و باطنی آنچه را دوست داشتم داشته باشد. داخل مفاتیح اعمال 13 رجب تولد حضرت علی(ع) آمد و . . .

از زبان همسر شهید حاجبی

همسر شهید :
یادم است وقتی ایشان آمده بود خواستگاری زمان نماز ظهر بود و دعا که می خواندم مفاتیح را باز کردم و قبل از باز کردن مفاتیح گفتم ای علی به من علی بده که از نظر خصوصیات ظاهری و باطنی آنچه را دوست داشتم داشته باشد. داخل مفاتیح اعمال 13 رجب تولد حضرت علی(ع) آمد و بلافاصله درب خانه زنگ زدند و رفتم درب را باز کردم ایشان در ماشین بود و اول متوجه نشدم. بعدها متوجه شدم هرچه در این زمینه ها از خدا خواستم به من داد .

چندتا وسائل برقی گرفته بودند و مانند یک فرد مخترع کار می کردند و نظرات عجیبی می دادند و وسائل جدیدی می ساختند .
همیشه می گفتند خدا کند مرگ من قبل از مرگ پدر و مادرم باشد. همینطور هم شد .
اوایل انقلاب ایشان در رابطه با حضرت امام زندانی شدند .
شاه به امام می گفت: با کدام نیرو  می خواهی با من  بجنگی!؟ امام جواب می دادند: سربازان من می آیند آنها  یا در کوچه بازی می کنند یا هنوز به دنیا نیامده اند
آن شبی که آمده بودند خواستگاری انگار یکدیگر را خوب می شناختیم و سالها با هم زندگی کرده بودیم در صورتی که قبل از آن هیچ آشنایی با هم نداشتیم .
چند روز بعد از ازدواجمان خواست برود جبهه ،گفتند تازه 14 روزه ازدواج کردید، می خواهید اجازه دهید بروند، گفتم چه اشکال دارد .کنار من بماند چه فایده دارد. بعد گفتند چقدر دلت سخت است .
روزی شهید گفتند  ما 5 سال رفتیم حالا بقیه بروند و می خواست مرا امتحان کند. من گفتم هر کس رادر گور خود می خوابانند و باید جواب خدا را بدهند. گفتم 4 سال روی شما کار کردند تا یک نیروی کارامد وفرماندهی بشوی که کمک کنی و اگر نروید خیانت به اسلام است. بعد گفتند فقط می خواستم شما را امتحان کنم من در مورد رفتم به جبهه صحبت کسی را گوش نمی کنم

منبع:وبلاگ شهید حاج علی حاجبی

.

 


نگارنده : ghavasan در 1390/12/20 14:21:17.


نظرات :