نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
آبروی مومن
تو که از بنده خدا این قدر می‌ترسی و خجالت می‌کشی...

یک بار در مجلسی غیبت کردم. وقتی به منزل آمدیم؛ محمد به من گفت: باید به منزل آن شخص برویم و تو بگویی این حرف‌ها را پشت سرش زده‌ای.
من گفتم: این طوری که آبرویم می‌رود.
محمد گفت: تو که از بنده خدا این قدر می‌ترسی و خجالت می‌کشی؛ چرا از خدا نمی‌ترسی؟
راوی: همسر شهید محمد گرامی


نگارنده : kermanhefz در 1393/10/10 11:2:58


نظرات :