نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهید اروج میرزانژاد
نام: اروج فامیل: میرزانژاد فرزند: غلامرضا

بسمه تعالی

فرم مشخصات فردی سرداران شهید استان آذربایجان غربی

نام: اروج

فامیل: میرزانژاد

فرزند: غلامرضا

تحصیلات: دوم راهنمایی

محل شهادت اسلام آبد (کرمانشاه)

نحوه شهادت: بر اثر انفجار بمب و اصابت ترکش

نام عملیات: عملیات مرصاد

محل دفن: ارومیه ـ باغ رضوان ـ قطعه شهداء

اروج میرزا نژاد دومین فرزند خانواده بود. وی از همان کودکی بچه ای زرنگ و باهوش و پر جنب و جوش بود و احترام خاصی نسبت به بزرگترها داشت. شهید تا دوم راهنمایی درس خواند که از همان ابتدا به درس و علم علاقه شدیدی داشت و مشتاقانه و با شور خاصی به مدرسه می رفت و همه ی معلمان و مدیر مدرسه نیز از شهید راضی و به نیکی از وی یاد می کردند. با توجه به کمبود امکانات مالی، با یک ماشین وانت بار کار می کرد و به این طریق در امرار و معاش به خانواده اش کمک می کرد که به خاطر همین نتوانست ادامه تحصیل دهد.

 وی به خدمت سربازی رفت و آموزشهای خود را در جلدیان گذراند  و بعداً جهت ادامه خدمت به ارومیه منتقل گردید. او بطور کل به واجبات اهمیت زیادی قائل بود، نماز اول وقت را به جماعت اقامه می کرد، و در ماه محرم سینه زنی می کرد.  و در مراسمات مسجد و پایگاه شرکت می کرد.

در زمان شروع انقلاب هم فعالیت های گسترده ای داشت. اعلامیه های امام راحل را پخش می کرد و در راهپیمایی ها نیز فعالانه نقش داشت. و همین که خدمت سربازیش به اتمام رسید در لبیک به فرمان امام خویش بلافاصله  به جبهه های حق علیه باطل شتافت .

 ازدواج شهید: قرار بود که وی نامزد شود ودر خانه که صحبت از عروسی اینها شده بود وی مخالفت کرده و می گفت چون به من الهام شده که شهید می شوم. بنابر این نخواست سر نوشت یکی دیگر را عوض کند و این عروسی صورت نگرفت و حتی عقدهم نکرد و گفت اگر سالم و زنده از جبهه برگشتم آن موقع اقدام به ازدواج و عروسی می کنم فعلاً جنگ و جبهه الویت دارد.

غلامرضا میرزا نژاد 20سال داشت که به جبهه اعزام شد البته قبل از اعزام در پایگاه های بسیج داوطلبانه فعالیت داشت.

تغییر و تحولات شهید در حین اعزام به جبهه: اوخوشحال بود که در راه خدا قدم می گذارد با توجه به اینکه خود داوطلبانه به جبهه رفت ولی شور و شوق غیر قابل وصفی داشت در واقع او خودش را برای شهادت آماده کرده بود.

آخرین وداع

 پدرش میگوید: آن موقع آمد و به من گفت که می خواهم به جبهه بروم که من گفتم تو تنها پسر من هستی می خواهم در کنارم باشی در جواب گفت: امنیت و آرامش کشورمان به ما جوانها بستگی دارد پس می روم یا در راه دفاع از خاک کشورم شهید می شوم و یا سالم بر می گردم که من نیز با روی خوش بدرقه اش کردم.  او رفت از اهل خانه طلب حلالیت کرد و گفت: که اگر بر نگشتم برایم از همه ی فامیل و دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید.

در خواب دیدم پسرم به شهادت رسیده و مانند یک پرنده به آسمان ها پرواز می کند که به واسطه خوابم آگاه شدم که غلامرضا به شهادت میرسد و به ملکوت اعلی می پیوندد.

نحوه شهادت: در اواخر جنگ، عملیات مرصاد کرمانشاه ـ اسلام آباد که جنگ با منافقین بود، بر اثر انفجار بمب و اصابت ترکش به ناحیه  قلبش شهید شد. پیکر مطهرش با حضور دوستان و آشنایان و مردم شهید پرور ارومیه تشییع شد. در تاریخ .../5/67 به شهادت رسید و15 روز بعد از شهادت وی پیکر مطهرش به دست خانواده رسید و پس از تشییع در باغ رضوان ارومیه قطعه شهداء دفن گردید.


نگارنده : oromshahid در 1390/12/10 13:11:07.


نظرات :