نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهيد ارشد طالبي
شهيد ارشد طالبي در سال1347 در روستاي شيرين‌بلاغ از توابع نقده ديده به جهان گشود و دوران كودكي را دهمان روستا و تحصيلات ابتدايي را در شهرستان نقده و اروميه ادامه دادند و در امورات كشاورزي همياري پدر به كارهاي كشاورزي مشغول بود و در همان روستا در مراسمات مذهبي و ديني خويش مقيد بود و در18 سالگي جهت گذراندن خدمت مقدس سربازي عازم گشت و آموزش نظامي را در سپاه نقده و كرمانشاه گذرانيد و در مناطق ناامن شهرستان نقده از حمله سارال و قلات‌ماران و همچنين در منطقه كلاشين از فعالين سپاه بودند و در مناطق مختلف فعاليت داشت.

 ** - فرازهايي از فعاليتهايي مبارزاتي شهيد قبل و بعد از انقلاب:

قبل از انقلاب به كارهاي كشاورزي مشغول بود و شركت در فعاليت‌هاي مذهبي و ديني روستا.

** - فرازهايي از خصوصيات بارز شهيد (از نظر اعتقادي، ولايت فقيه، جمهوري اسلامي، امام راحل، عاشوراي حسيني و ...):

در اوايل انقلاب در تمام مراسمات مذهبي دوستان حضور داشت و اين خاطره را همواره ذكر مي‌كنند كه اي كاش من هم به شهادت مي‌رسيدم و جنازه مرا نيز چنين تشييع مي‌نمودند. خاطره پدر شهيد مي‌فرمايد: روزي شهيد والامقام به مرخصي آمده بود و بنده نصيحتش مي‌نمودم كه فرزندم مواظب خودت باش و در سنگر باش. شهيد دكمه پيراهن خودش را باز كرده بود و فرموده بود كه ما سينه‌مان باز است و هرگز از مرگ نمي‌هراسيم و با سينه باز به استقبال شهادت مي‌رويم.

** - عوامل مؤثر براي اعزام به جبهه:

خدمت در مناطق محروم و جنگ زده ايران اسلامي

اعتقاد به مكتب اصيل تشيع و اهل بيت عليهم السلام

ايمان راسخ به نظام مقدس اسلامي

علاقه شديد به آرمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي 

** - خاطراتي از زمان اعزام به جبهه:

شهيد بعد از اين كه به سن18 سالگي رسيد، جهت خدمت مقدس سربازي از حوزه نظام وظيفه دفترچه اخذ نمود، ولي به لحاظ علاقه شديد خود در خدمت به نظام و همچون علاقه به سپاه اين نهاد هميشه استوار همواره او را به خيل مشتقان رهنمون ساخت.

** - خاطراتي از دوران حضور در جبهه شهيد:

شهيد همواره در مناطق مختلف عملياتي از جمله كلاشين و قلات‌ماران، سارال و باقران حضور يافته بود و در آخرين ماههاي اتمام سربازي خويش بود كه به لقاء حق شتافت.

** - خاطراتي از تأثير ايشان در دوستان و آشنايان:

آخرين باري كه شهيد در مرخصي بود و بعد از اتمام مرخصي‌اش پدرش تعريف مي‌كند درست سه‌ بار تا دم حياط رفته و برگشته بود و گويا برايش الهام شده بود كه اين آخرين ديدار اوست و ديگر برگشتي نخواهد داشت و به همين خاطر با ديده‌اي كاملاً آشكار حقيقي را واضح ساخته بود كه كليد صندوقچه‌اش مدتها مديري در پيشين بود به خواهرش داده بود. ديگر بايستي به سراي باقي شتافت و سرانجام در تاريخ68/2/18 در منطقه قلات‌ماران هنگامي كه عازم مأموريتي بود به فيض عظيم شهادت نائل آمد. 


نگارنده : oromshahid در 1391/06/08 08:45:15.


نظرات :