نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
سیری در سیره عملی و واقعه شهادت شهید صدیق دیوارگر
در روزهای آخر بهمن ماه سال 1363 بود که خبر دادند: عناصر کومله وارد منطقه شده اند، مأموریت تعقیب ضد انقلاب به شهید دیوارگر و بنده واگذار شد، ما عازم منطقه تازه آباد شدیم، در بین راه با کاک صدیق پیرامون نحوه مقابله با دشمن و چگونگی ریشه کنی آن ها صحبت می کردیم، نزدیکی های ظهر بود که به روستای ... .


به گزارش پیشمرگ روح الله
، شهید صدیق دیوارگر در اولین روز از مهرماه سال 1331 در خانواده ای مستضعف و متدین در روستای "معین آباد" از توابع بخش کرفتو شهرستان دیواندره دیدگانش به فروغ هستی روشن شد. شهید دیوارگر در زادگاهش وارد مدرسه شد و چند سالی تحصیل نمود، اما فقر و استضعاف حاکم بر خانواده مانع از ادامه تحصیلش شد و ایشان قبل از اینکه مقطع ابتدایی را به پایان برساند درس و مدرسه را رها کرد و برای مبارزه با دیو فقر آستین همت را بالا زد و گام در میدان کار و تلاش نهاد و موجبات آرامش و آسایش والدین خود را فراهم نمود.

شهید دیوارگر همزمان با آغاز خیزش عمومی مردم مسلمان ایران به رهبری امام راحل (ره) به این حرکت گسترده پیوست و آنچه در توان داشت به منظور ادای دِین در طبق اخلاص گذاشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صادقانه و عاشقانه به دفاع از نهال نوپای انقلاب پرداخت و در برابر انبوه عناصر ضد انقلاب مردانه ایستاد و از باورهایش دفاع کرد

شهید دیوارگر با افزایش تهدیدات و فشارهای روز افزون دشمنان انقلاب اسلامی، مجبور به ترک دیار شد و خانه و کاشانه اش را رها کرد و به شهر دیواندره نقل مکان نمود. ایشان بارها دستگیر و شکنجه شد، اما همچنان پایدار و مقام ایستاد. با پاکسازی دیواندره توسط رزمندگان اسلام، همکاری گسترده خود را با نیروهای سپاه اسلام آغاز نمود و شبانه روز در تلاش و تکاپو بود تا بتواند ضربه های مهلکی را به پیکره ضد انقلاب وارد نماید.

شهید صدیق دیوارگر زمانی که احساس کرد باید سلاح در دست بگیرد و در میدان مقابله مستقیم با دشمنان انقلاب اسلامی حضور پیدا کند، بدون هیچ شک و تردیدی این کار را انجام داد و در کنار دیگر یاران پیشمرگ مسلمان کرد خالق حماسه های ماندگاری شد.

شهامت، شجاعت، دیانت، صداقت و مردم داری شهید دیوارگر موجب شد پس از مدتی به عنوان فرمانده گروهان به ایفای نقش بپردازد. ایشان در این مدت حماسه های فراوانی آفرید و توانست با هوش و ذکاوت بالای خویش، ضربه های سنگینی به ضد انقلاب وارد نماید. شهید دیوارگر در اوایل سال 1363 تشکیل زندگی داد، اما قبل از اتمام سال جاودانه شد و به قافله شهدای اسلام و انقلاب اسلامی پیوست. حاصل زندگی مشترک ایشان یک فرزند پسر است که بعد از شهادت پدر گام در عرصه زندگی گذاشت.

مرحوم سید حسین هادی زاده سیره عملی و واقعه شهادت این فرمانده دلاور را اینگونه روایت می کند: «من و کاک صدیق علاوه بر اینکه همکار بودیم و در یک یگان خدمت می کردیم، همسایه هم بودیم و رفت و آمد گرم خانوادگی داشتیم و با هم خیلی محشور بودیم. یکی از ویژگیهای شاخص ایشان، روحیه ظلم ستیزی ایشان بود. شهید بزرگوار مردانه در برابر ظلم و ستم می ایستاد و با ظالم مقابله می کرد. همیشه مدافع مظلومان بود و برایش مهم نبود ظالم چه کسی است و در برابرش می ایستاد.

در روزهای آخر بهمن ماه سال 1363 بود که خبر دادند: عناصر کومله وارد منطقه شده اند، مأموریت تعقیب ضد انقلاب به شهید دیوارگر و بنده واگذار شد، ما عازم منطقه تازه آباد شدیم، در بین راه با کاک صدیق پیرامون نحوه مقابله با دشمن و چگونگی ریشه کنی آن ها صحبت می کردیم، نزدیکی های ظهر بود که به روستای "قالوچه" رسیدیم، خبری از دشمن نبود، بعد از استراحت کوتاهی راهی روستای "کانی چای" شدیم. قرار شد آن روز را در آن جا بمانیم، اما اعلام کردند باید به سمت روستای "کسنزان" حرکت کنید. با هر زحمت و مشقتی بود، خودمان را به روستای کسنزان رساندیم، مستقیم رفتیم به سمت نقطه ای که عناصر ضد انقلاب حضور داشتند، منزل را محاصره کردیم و از آن ها خواستیم تسلیم شوند، دشمن از طریق منازل اطراف ما را دور زده بود، شهید دیوارگر سه نفر از نیروها را همراه با محمدامین میشیایی که آر پی چی زن بود با خود برد تا نقطه تجمع عناصر کومله را که داخل طویله ای موضع گرفته بودند، هدف قرار دهند، اما به محض بیرون رفتن در محاصره دشمن قرار گرفتند و هر پنج نفر به شهادت رسیدند این اتفاق در غروب روز یک شنبه بیست و هشت بهمن سال 1363 رخ داد. 


نگارنده : erostami در 1393/12/9 13:43:24


نظرات :