نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
تحمل شدائد برای تحقق آرمان های انقلاب اسلامی یک ضرورت است
جهادگر شهید علی شریف زاده تحمل شدائد را برای انقلاب یک ضرورت می دانست و همه را سفارش می کرد: از سختی ها نهراسید تا به شاهد فتح و پیروزی برسید. عقب نشینی در دفاع از انقلاب، از مسلمانان معتقد بسیار بعید است. لذا بکوشید تا انقلاب را به نقطه نهایی آن برسانید.

به گزارش پیشمرگ روح الله، جهادگر شهید علی شریف زاده در روز سی و یکم خرداد ماه سال 1335 در خانواده ای مذهبی در روستای چالاب از توابع شهرستان بیجار دیده به جهان گشود و در محیط پاک و بی آلایش خانواده و هوای صاف روستا گل وجودش شکوفا شد و پس از طی دوران طفولیت در زادگاهش قدم در مدرسه نهاد، تا بیاموزد و آیندگان را راهنما و دلالتی بر خیر و سعادت باشد.

شهید شریف زاده توانست با موفقیت مقطع ابتدایی را به پایان برساند و با اینکه عطش علم و دانش در وجودش شعله می کشید و ایشان را به سمت کمال در امر آموزش سوق می داد. اما دیو فقر پنجه در پنجه او افکند و به ناچار علی در این مصاف مغلوب شد و به دلیل مشکلات اقتصادی تحصیل را ترک کرد و به کار کشاورزی روی آورد و پس از چند سال در این عرصه، به عنوان پیمانکار، به اجرای پروژه های مختلف پرداخت.

شهید شریف زاده در سال 1356 به خدمت سربازی اعزام شد و پس از چند ماه خدمت در اطاعت امر امام و مقتدایش پادگان را ترک کرد و به صف مبارزان مسلمان پیوست و در این راه به عنوان سربازی گمنام به مبارزه پرداخت و تا روز پیروزی انقلاب در این میدان مردانه ماند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای ادامه خدمت راهی پادگان شد و با افتخارِ سربازی انقلاب اسلامی، این دوران را به پایان رساند.

شهید شریف زاده پس از اتمام خدمت سربازی، در لبیک گویی به پیام امام راحل مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی، صادقانه وارد این نهاد انقلابی شد و عاشقانه در راه آبادانی و عمران کشور فعالیتش را آغاز کرد.

با آغاز تهاجم رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی، در سال 1359، علی بدون درنگ و داوطلبانه عازم دفاع از مرزهای کشور شد و چند ماهی را در مصاف با خصم زبون به سر برد.

شهید شریف زاده پس از بازگشت از جبهه، مجدداً فعالیت های خود را در جهاد سازندگی ادامه داد و شبانه روز در راه آبادانی و عمران منطقه تلاش کرد و صادقانه و بی ادعا در زدودن آثار فقر از چهره این دیار با تمام وجود کوشید.

هر بار که برادر علی به او می گفت: اگر در جبهه تو دچار مشکل شدی، من چه جوابی به مادرم بدهم! می گفت: اگر من شهید شدم و برنگشتم، تو یک زمینه سازی بکن و قضیه را به او بگو، ولی کاری نکنی که مادرم ناراحت شود و یا خدای ناکرده آسیبی ببیند.

شهید شریف زاده در اقامه نماز همیشه علی وار عمل می کرد و لذت این نماز را وصف ناشدنی بیان می کرد و می گفت: نمازی که انسان را به معرفت و شهود نرساند، نماز نیست.

ایشان تحمل شداید را برای انقلاب یک ضرورت می دانست و همه را سفارش می کرد: از سختی ها نهراسید تا به شاهد فتح و پیروزی برسید. عقب نشینی در دفاع از انقلاب، از مسلمانان معتقد بسیار بعید است. لذا بکوشید تا انقلاب را به نقطه نهایی آن برسانید.

برخوردهای مؤدبانه و رفتار توأم با محبت و صداقت ایشان، برگ برنده ای بود در دست علی که همه از دیدن این سلوک او منقلب می شدند.

بالاخره علی پس از سال ها انتظار در روز هفدهم اردیبهشت ماه سال 1361 در مصاف با عناصر ضد انقلاب در منطقه گازرخانی کامیاران در آبی آسمان به پرواز درآمد تا خبر نصرت جنود حق را به ملکوتیان نوید دهد.


نگارنده : erostami در 1393/12/10 13:29:52


نظرات :