نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهیدی که نیت کرده بود قرآن و سجاده به مسجد محل هدیه کند
روزی از سر کار به خانه بازگشت، سه جلد قرآن مجید و حدود پانزده عدد سجاده با خودش به منزل آورده بود. وقتی قرآن و سجاده ها را در دستش دیدم، با تعجب علت را از او پرسیدم، در جوابم گفت: نیت کرده بودم از دست رنج خودم این قرآن و سجاده ها را بخرم و به مسجد محل هدیه نمایم.


به گزارش پیشمرگ روح الله
، شهید صالح اعتماد در سال 1322 دیده به جهان گشود و پس از پشت سر نهادن دوران کودکی در روستا، شرایط پرداختن به تحصیل علم برایش فراهم نشد و به همین دلیل از این نعمت محروم شد. در میان خانواده ای متدین رشد یافت و درس پاک زیستن را از والدینش فرا گرفت و در انجام فرائض دینی بسیار کوشا بود.

شهید اعتماد بعد از اتمام خدمت سربازی ازدواج کرد و ثمره این سنت حسنه سه فرزند پسر و سه فرزند دختر بود. ایشان از راه مغازه داری در شهر مرزی بانه زندگی اش را اداره می کرد.

در روز 15 خرداد سال 1363 با زبان روزه به همراه دو فرزند خردسالش (عزت و انور) در جریان بمباران هوایی شهر بانه توسط رژیم بعث عراق آسمانی شد و به خیل عظیم شهیدان پیوست و به حیات ابدی دست یافت.

فرزندم صالح بسیار مهربان و عاطفی بود و با همه مردم خوش رفتار و اهل مدارا بود. در حد توان از دستگیری نیازمندان غافل نبود و در انجام کار خیر پیشقدم بود. روزی از سر کار به خانه بازگشت، سه جلد قرآن مجید و حدود پانزده عدد سجاده با خودش به منزل آورده بود. وقتی قرآن و سجاده ها را در دستش دیدم، با تعجب علت را از او پرسیدم، در جوابم گفت: نیت کرده بودم از دست رنج خودم این قرآن و سجاده ها را بخرم و به مسجد محل هدیه نمایم. از کارش بسیار خوشحال شدم و هر وقت که به فکر این کارهایش می افتم از ته دل خدا را شکر می کنم(آقای احمد اعتماد ـ پدر شهید).//


نگارنده : erostami در 1393/9/11 12:19:30


نظرات :