نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهادت جهادگری که باعث شد مردم منطقه از گروهک ها متنفر شوند
وقتی ضد انقلاب کیومرث باجلانی و همکارش را دستگیر کرد و در بیدادگاهی به وسعت بدویت به جرم خدمت به مردم محروم منطقه، اعدام و پیکرشان را در کنار جاده رها کرد، مردم به محض اطلاع از این موضوع بسیار متأثر شدند و حتی کسانی که با نظام مقدس اسلامی سر سازش نداشتند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفتند و از گروهک های ضد انقلاب به شدت متنفر شدند.


به گزارش پیشمرگ روح الله
، جهادگر شهید کیومرث باجلانی روز دهم دیماه سال 1337 در خانواده متدین در شهر سنندج به دنیا آمد. دوران کودکی اش در این شهر سپری شد. هنوز کیومرث پای در مهد نگذاشته بود که خانواده اش به شهر کامیاران مهاجرت کردند و در آنجا سکنی گزیدند. کیومرث در کامیاران با الفابی علم آشنا شد و با داشتن هوشی سرشار و ذهنی نقاد، تا دوران متوسطه به تحصیل ادامه داد و نسبت به یادگیری علم و دانش بسیار حریص بود و تمام بدبختی های جامعه را ناشی از فقر علم در جامعه قلمداد می کرد. اما وجود مشکلات عدیده او را از ادامه تحصیل بازداشت و کیومرث جوان، علی رغم میل باطنی خود، وارد بازار کار شد.

کیومرث باجلانی که از همتی والا و پشتکاری قوی برخوردار بود، وارد این عرصه شد و با صداقت و دیانت به کار مشغول شد. دوران رشد و بالندگی کیومرث مصادف بود با خیزش عمومی ملت ایران علیه طاغوت زمان، و این جوان مبارز در همان دوران، گمشده اش را در وجود امام خمینی(ره) یافت و دلباخته طریق این ناخدای عشق و ایمان گردید و در اجرای اوامر مطاعش سر از پا نمی شناخت و هر آنچه برای لبیک به ندای مقتدایش در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت و به عنوان یکی از پیشقراولان حرکت های مردمی در مبارزه با حکومت ددمنش پهلوی در کامیاران شناخته می شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، کیومرث تلاش مضاعفی را برای پاسداری از دست آوردهای انقلاب اسلامی از خود به نمایش گذاشت و از همان روزهای اول تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همکاری خود را با این نهاد جوشیده از چشمه دل مردم آغاز کرد.

آن هنگام که امام و مقتدایش فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادر کرد، وارد این سنگر شد و دستان توانمندش را وقف برچیدن پرده های سیاه فقر و محرومیت نمود و از هیچ کوششی در این مسیر کوتاهی نکرد و هیچ سدی مانع تلاش و تکاپوی او نشد. سلوک معنوی و سیره روحانی کیومرث زبانزد خاص و عام بود و به دلیل شخصیت وارسته و ارجمندی که داشت محبوب قلوب همگان بود و در بین اقوام، دوستان و آشنایان از جایگاه خاصی برخوردار بود.

ایشان در طول عمر کوتاه، اما پرثمرش، تجسمی از اخلاص و صداقت و پاکدامنی و بی ریایی بود و با اعمال و حرکات خود، معرف کم نظیری در عملی کردن اخلاق اسلامی محسوب می شد و با انجام معروفات و ایستادگی در مقابل منکرات، در ترویج ارزشهای دینی، تلاش های ارزنده ای را از خود نشان داد.

کیومرث از همان بدو ورود گروهک های ضد انقلاب، مورد عناد آنان بود و دشمنان انقلاب پیوسته مترصد فرصتی بودند تا این خدمتگزار واقعی را از مردم بگیرند و در این راستا، کوردلان منافق در روز سی و یکم تیرماه 1362 کمین کید خود را بر وی گشودند و این جوان پاکباخته را در محور کامیاران ـ سنندج به شهادت رساندند و مردم مسلمان منطقه را از فیض وجود پر برکتش محروم کردند.

او معلم بود

ایشان برخلاف خیلی از آدم ها که سعی می کنند بیشتر موعظه کنند و مرتب به نصیحت دیگران بپردازند، برای انتقال مفاهیم ارزشی از دو شیوه مخصوص خود استفاده می کرد؛ یکی اینکه همیشه سعی می کرد با عملش دیگران را بر خیر و خوبی دلالت کند و آنها را متوجه اهمال و بی توجهی اشان کند؛ تا جاییکه این شیوه جواب می داد از نصیحت مستقیم پرهیز می کرد و همیشه به عنوان سوم شخص و با نگاهی غیر آمرانه و غیر مستقیم، وظیفه خود ا در برابر دیگران انجام می داد.

هرگاه می دید که این شیوه در بعضی افراد کارساز نیست، به ارشاد و راهنمایی آنان می پرداخت، اما برای انجام این کار هم منتظر فرا رسیدن موقعیت مناسبی می شد و هر وقت آن زمینه فراهم می شد لب به اندرز می گشود و در کمال ایجاز و اختصار و با ذکر نمونه های مستدل و مستند از تاریخ و روایات، طرف مقابل را راهنمایی می کرد و چون انسان صبوری بود؛ بدون عجله حرکت می کرد و همیشه هم به نتیجه مطلوب می رسید و به نظر من این هنر بسیار بزرگی بود که کیومرث داشت ( آقای فرامرز باجلانی ـ برادر شهید).

کیومرث الگو بود

رابطه کیومرث با پدر و مادرم یک رابطه عادی و کلیشه ای نبود، او عاشق پدر و مادرم بود، آنها را از سر صدق و با تمام وجود دوست داشت و احترام او نسبت به والدین مرزها را شکسته بود و کیومرث تماماً مطیع اوامر آنها بود و سعی می کرد تمام دستورات دینی را در این زمینه بدون کم و ماست انجام دهد و در این راه هیچ وقت کوتاهی نمی کرد و می گفت: احترام به پدر و مادر یک دستور الهی است و در ادا نکردن آن هیچ بهانه ای قابل قبول نیست. متقابلاً پدر و مادرم هم برای کیومرث احترام ویژه ای قائل بودند و او را بسیار دوست داشتند و همیشه طرف مشورت آنها بود و در همه امور با او مشورت می کردند.

برادرم در ادب و احترام ضرب المثل شده بود و مادرم همیشه ما را نصیحت می کرد و می گفت: شما هم سعی کنید مانند برادرتان کیومرث باصفا و صداقت، خوشرو و مردم دار و مهمان نواز باشید، تا از وجودتان خانه به یک گلستان تبدیل شود.

سلوک عملی کیومرث، از حصار خانه هم گذشته بود و دیگران نیز به وی به دیده یک معلم می نگریستند و منش بزرگوارانه این شهید الگویی شده بود برای همه کسانی که او را می شناختند (آقای فرامرز باجلانی ـ برادر شهید ).

شهادت کیومرث دشمن را رسوا کرد

برادرم در دل مردم منطقه جای داشت و عشق و علاقه مردم به ایشان امری درونی شده بود. همه او را دوست داشتند لذا وقتی که ضد انقلاب در مسیر عبور کیومرث و همکارش؛ شهید بهمن فتحی، اقدام به ایجاد کمین نمود و هر دو نفر را دستگیر کرد و در بیدادگاهی به وسعت بدویت به جرم خدمت به مردم محروم منطقه اعدام و پیکرشان را در کنار جاده رها کرد، مردم به محض اطلاع از این موضوع بسیار متأثر شدند و حتی کسانی که با نظام مقدس اسلامی سر سازش نداشتند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفتند و از گروهک های ضد انقلاب به شدت متنفر شدند.

ضد انقلاب با این عمل ناجوانمردانه اش کوس رسوایی خودش را به صدا در آورد و به انزوا کشیده شد و کینه مردم را نسبت به خود برانگیخت و بر اثر همین بغض ترکیده مردم مسلمان منطقه بود که بساطشان برای همیشه برچیده شد(آقای فرامرز باجلانی ـ برادر شهید).


نگارنده : erostami در 1393/9/17 13:27:48


نظرات :