نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهیدی که در بازیهای کودکانه نقش پزشک را بر عهده می گرفت
شهید انور اعتماد اگرچه ده سال بیشتر نداشت ولی بسیار متین و آرام بود. آرزو داشت در آینده پزشک شود و در میان بازی های کودکانه همیشه نقش پزشک را بر عهده می گرفت.


به گزارش پیشمرگ روح الله
، شهید انور اعتماد روز چهارم شهریور ماه سال 53 در روستای یعقوب آباد از توابع شهرستان بانه به دنیا آمد. چند روز قبل از شهادت کارنامه اش توسط آقای یونسی مدیر دبستان شهید دکتر باهنر امضا شده بود و قرار بود در پاییز سال 63 در پایه چهارم ابتدایی ثبت نام کند.

مدرسه که تمام می شد او را به امام جماعت مسجد می سپردند تا با قرآن کریم مأنوس شود. پدر و مادرش دوست داشتند زمانی که فرزندشان بزرگ می شود با احکام نورانی قرآن مجید آشنا شود.

شهید اعتماد کم کم خودش را آماده می کرد تا در کلاس قرآن مسجد محل حاضر شود ولی در روز 15 خرداد سال 63 مصادف با سالروز قیام خونین 15 خرداد سال 42 که امام خمینی(ره) آن روز را برای همیشه عزای عمومی اعلام کرده بودند، به همراه پدر و برادرش ـ صالح و عزت ـ بر اثر بمباران هوایی دشمن بعثی به شهادت رسید.

اگرچه ده سال بیشتر نداشت ولی بسیار متین و آرام بود. دوست داشتنی و با هوش بود و آرزو داشت در آینده پزشک شود و در میان بازی های کودکانه همیشه نقش پزشک را بر عهده می گرفت.

از پدرش قول گرفته بود بعد از قبولی در کلاس سوم ابتدایی یک جفت کفش سفید تابستانی برایش بخرد. چند روزی می شد که امتحانات کلاس سوم ابتدایی را با موفقیت پشت سر نهاده بود و گاهی از من می خواست که به پدرش یادآوری کنم کفش سفیدی که به او قول داده بودیم برایش بخریم.

روز شهادتش اصرار داشت تا به او اجازه دهیم تا در راهپیمای شرکت کند، ابتدا من راضی نبودم و اجازه نمی دادم، اما وقتی که اشک در چشمانش حلقه زد دلم لرزید و تسلیم خواسته اش شدم. وقتی می خواست برود مرا بوسید و گفت: مادر جان خیلی دوستت دارم، پدرم را هم دوست دارم، دیگر کفش نمی خواهم. انگار به فرزندم الهام شده بود که دیگر بر نمی گردد. هر چه فکر می کنم به یقین می رسم خدا او را دوست داشت کهاینگونه مظلومانه به شهادت رسید(خانم خدیجه رحیمی ـ مادر شهید).


نگارنده : erostami در 1393/9/13 9:43:14


نظرات :