نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
شهیدی که بعد از رهایی از چنگال گروهکها به صف پیشمرگان مسلمان ملحق شد
شهید محمود پیشکاری در سال 1360 به اسارت گروهک های ضد انقلاب درآمد و مدت دو سال سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد. دشمنان خدا از ایشان تعهد گرفته بودند که تحت هیچ شرایطی حق همکاری با نیروهای دولتی را ندارد، اما ایشان به محض آزادی از زندان، این بار با عزمی راسخ تر از گذشته به همرزمانش ملحق شد.

به گزارش پیشمرگ روح الله، شهید محمود پیشکاری در روز بیست و سوم  فروردین ماه سال 1316 در روستای آویهنگ از توابع بخش کلاترزان شهرستان سنندج در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود و تحت تربیت پدر و مادری از سالکان طریقت دوست دوران کودکی را پشت سر نهاد و پای در رکاب سمند دانش نهاد و آموختن را آغاز کرد.

شهید پیشکاری در دوران تحصیل به دلیل هوش و ذکاوت بالایی که داشت، سرآمد همسالانش بود و توانست مقطع ابتدایی را با موفقیت به پایان برساند و پس از آن علی رغم عشق و علاقه فراوان و داشتن استعداد و نبوغ کافی، به دلیل فقر مالی و نبود امکانات ادامه تحصیل در زادگاهش درس و مدرسه را رها کرد و به کار کشاورزی و دامداری روی آورد.

از همان ابتدای دوره جوانی آثار بزرگ منشی، دین داری، غیرت و عزت در روحیه شهید پیشکاری پیدا بود و این ویژگی ها ایشان را از دیگر همسالانش متمایز می کرد. پاکدامنی و عفتش از ایشان شخصیتی برتر و مورد اعتماد ساخته بود و با اینکه بسیار جوان بود، اما به دلیل ویژگی های خاصی که داشت طرف مشورت مردم واقع می شد و از نفوذ خاصی در بین مردم برخوردار بود.

با آغاز قیام مردمی ایران به رهبری امم خمینی (ره) در سلک رهروان طریقت آن پیر درآمد و در حد بضاعتش پای در میدان نهاد و به ایفای نقش و ادای تکلیف پرداخت.

شهید پیشکاری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به دفاع از نهال نوپای انقلاب اسلامی پرداخت و با اینکه منطقه جولانگاه گروهک های ضد انقلاب شده بود، اما مردانه در برابر آن ها ایستاد و همه ناملایمات را با جان و دل پذیرا شد و عاشقانه به دفاع از آرمان هایش پرداخت.

با آغاز پاکسازی منطقه توسط رزمندگان اسلام بلافاصله به خیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و سلاح دفاع از انقلاب اسلامی را به دوش گرفت و در سال 1360 در یکی از عملیات ها به اسارت گروهک های ضد انقلاب درآمد و مدت دو سال سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی را تحمل کرد و پس از آن ضد انقلاب حاضر شد در برابر اخذ مبلغ هنگفتی ایشان را آزاد نماید. بستگان شهید پیشکاری با زحمت فراوان این مبلغ را تهیه کردند و موجبات رهایی این آزاد مرد را فراهم نمودند.

دشمنان خدا از شهید پیشکاری تعهد گرفته بودند که تحت هیچ شرایطی حق همکاری با نیروهای دولتی را ندارد، اما ایشان به محض آزادی از زندان، این بار با عزمی راسخ تر از گذشته به همرزمانش ملحق شد و توانست حماسه های فراوانی را خلق نماید و ضربات مهلکی را بر پیکر ضد انقلاب وارد نماید.

همسر شهید در مورد باورها و سیره این شهید عزیز می گوبد: محمود از عاشقان و علاقمندان انقلاب اسلامی بود و عشق به انقلاب اسلامی با روح ایشان در آمیخته شده بود و بر سر اعتقاداتش همچون کوه ثابت قدم بود.

با اینکه ضد انقلاب در همه جا حضور داشت، اما همسرم از آن ها پروایی نداشت و در هر جایی که احساس می کرد، باید حرف بزند، لب به سخن می گشود و روشنگری می کرد.

همسرم در مدت دو سال اسارت، خیلی شکنجه شد؛ اما حتی یک لحظه از راهی که رفته بود اظهار ندامت و پشیمانی نکرد و زمانی که آزاد شد بدون یک لحظه تأمل و درنگ به صف پیشمرگان مسلمان کرد پیوست و با انگیزه های مضاعف به جنگ گروهک ها رفت.

همسرم چند روز قبل شهادت به منزل آمد و شب را در خانه ماند. بیشتر حالت مسافری را داشت که برای خداحافظی آمده باشد. دور از چشم بچه ها به من گفت: «من به زودی شهید می شوم، می خواهم به من قول بدهی که بچه ها را آنچنان که دوست دارم بزرگ کنی، فرزندانم را طوری تربیت کنی که راه پدرشان را ادامه دهند». من از حرف های همسرم خیلی جا خوردم. تا آن لحظه ندیده بودم که ایشان اینقدر با صراحت و قاطعیت از شهادت سخن بگویند.

گفتم: محمود! دوست ندارم از این حرف ها بشنوم.

ـ من خیلی جدی حرف می زنم و می خواهم از شما قول بگیرم. قول می دهید یا نه؟

ـ انشاءالله هزار سال زنده باشی و اگر هم خواست خدا این است که ما را ترک نمایی، به شما قول می دهم که هر چه در توان دارم برای انجام خواسته هایت به کار گیرم.

ـ اکنون خیالم راحت شد و با خیال آسوده این دنیای فانی را ترک خواهیم کرد.

شب پرگان دین ستیز که تحمل دیدن انوار محمود را نداشتند و در روز چهارم آذرماه سال 1366 با ایجاد کمین در مسیر عبور ایشان در سه راهی قرادیان سنندج قلب پاکش را با تیرهای نفاق شکافتند و مردم کردستان را از گوهر گرانبهای وجودش محروم کردند.


نگارنده : erostami در 1394/1/16 13:9:54


نظرات :