نام کاربری :
کلمه عبور :
  عضویت در سایت
  بازیابی کلمه عبور
 
   
قلب من بازی درازی گشته است
شعری برای بازی دراز

اي خدا شكرت صفايم داده اي
بر مزار پــــــــــاوه راهم داده اي

غربت چمران نشانم داده اي
از گنــــــاه دون نجاتم داده اي

تا ابد نــوسود و يادش در دلم
شد عجين حاج همت در گِلم

چهـره احمــــد برايم آرزوست
تا ابد ذكرش رفيقان آبروست

اي خدا شكرت كه عرشي گشته ام
از تمـــــام فــرش دنيـــــا رستـــــه ام

از گناه شهر خود دل خسته ام
دل ز جـاه دون دنيـــا كنــــده ام

چـــون دلم در قله ها جــا مانده است
محسن از جنت مرا هم خوانده است

قـلب من بازي درازي گشته است
از مي ناب شهيدان گشته مست

يــوسف زهــــرا شد آنجا بر فراز
من فداي خال رخسارش شدم

اي خدا شكرت شدم شيداي دوست
اشـك سوزان و دل نشان روي اوست

در قلاويزان دو چشم شد خجل
واله و شيــدا شدم از عمق دل

بار ديگر مطلــع الفجــــري به پاست
قلب من هم در طلوعي با خداست

كن دعا ياسر دلم سالم شود
بــر مقام پاكشــان عالم شود

از گناهان دور گردم اي خدا
بــا شهيدانت بمـــانم آشنا

بند غفلت را ز جسم باز كن
بر ولــي امــر خود سرباز كن

اي خــدا شرمنده يـاران مكن
حق زهرا اين دلم ويران مكن

منبع: gjmk.ir


نگارنده : kshohada در 1392/02/03 00:08:22.


نظرات :

ناشناس
بازی  دراز  محیطی بکر برای رسیدن به ارامش و یافتن  خویشتن. نوصیه میکنم حتما از نزدیک ببینید.
1392/8/30 18:43:57 :: ارسال پاسخ